نشریهی Harvard business review به مناسبت صدمین سالگرد تاسیس خود، مقالهای تهیه کرده که در آن به چگونگی تفکر و رویکرد مدیران صد سال آینده میپردازد. ما در ادامه ترجمه این مقاله را در اختیار شما قرار دادهایم.
اغلب ما در هنگام مواجهه با یک بحران، رویکرد کوتاه مدت را برای حل مسئله استفاده میکنیم و این چیزی شبیه به خاموش کردن لحظهای آتش است، بی آنکه به منشا آتش سوزی توجه کنیم. در چنین شرایطی به خوبی میآموزیم که سریعترین واکنش منطقی در زمان مواجهه با بحران چه خواهد بود، اما احتمالا به راهکارهایی که مسائل سازمانهارا به صورت ریشهای شناسایی و برطرف میکند، دست نخواهیم یافت. البته در یک جهان غیر قابل پیشبینی، اینکه کمی دید کوتاه مدت داشته باشیم، کاملا طبیعی است، اما حفظ دیدگاهی عمیق در بررسی مشکلات و مسائل، همچنان حیاتی خواهد بود. هاروارد بیزینس ریویو در این مقاله نظرات گروه متنوعی از پژوهشگران سراسر جهان را جمع آوری کرده و به تغییر رویکرد مدیران سازمانی، در زمان برخورد با مسائل متنوع پرداخته است. برای بررسی این موضوع تغییر رویکرد مدیران از صد سال گذشته تا صد سال آینده را مورد بحث قرار گرفته که در ادامه به آنها پرداختهایم.
اصول راهنمای مدیریت

مدیریت برای سازمانهای سیال
سات آی وونگ (Sut I Wong)
سات آی وونگ (Sut I Wong) – استاد ارتباطات و رهبری در مدرسه بازرگانی BI نروژ
سات آی وونگ معتقد است روند چهارمین انقلاب صنعتی که رشد تکنولوژی را در بر میگیرد بر نحوه تصمیمگیری مدیران تاثیر گذار خواهد بود. رشد فناوری بلاکچین، توانایی کامپیوترها در محاسبه و پردازش اطلاعات با سرعت بالا (HPC) و دیگر قابلیتهای مرتبط با رشد تکنولوژی، عملکرد سازمانها را به سرعت تحت تاثیر قرار خواهد داد.
جهان به سرعت در حال تغییر به سوی مدلهای تصمیمگیری مشارکتی و دموکراتیک است. در همین راستا روابط تجاری نیز روز به روز بیشتر مرزهای جغرافیایی را کنار زده، به سمت غیر متمرکز و خودکار شدن حرکت میکنند. برای مثال میتوان به مدلهای جدید تامین مالی جمعی، سازمانهای خودکار و غیر متمرکز (DAOs) اشاره کرد. — سازمانهای خودکار و غیر متمرکز (دائو) یا همان (Decentralized Autonomous Organization- DAOs) یک ساختار مدیریتی هستند که از فناوری بلاکچین برای خودکارسازی برخی از جنبههای رایگیری و پردازش تراکنشها استفاده میکنند. – تقریباً یک دهه پیش، یک پژوهشگر مدیریت به نام ریتا مک گراث (Rita Gunther McGrath) سه عصر مدیریت را شناسایی کرد که شامل، عصر مدیریت اجرایی، عصر متمرکز بر تخصص و عصر همدلی با فناوری میشود.
در عصر مدیریت اجرایی، مدیران از رویکرد فرماندهی و کنترل استفاده میکردند. عصر دوم بر تخصص تمرکز داشت که جنس آن بیشتر از روابط و ساختارهای سفت و سخت بود. مک گراث معتقد بود که دورهی تمرکز بر تخصص در نهایت به پایان میرسد و ساختاری همدلانهتر، متکی بر خلق ارزش از طریق همکاری بین ماشین و انسان به وجود خواهد آمد. نکته قابل توجه آن است که استدلالهای مک گراث پیش از ظهور مفهوم انقلاب صنعتی چهارم عنوان شد. با پیشرفت تکنولوژی و ظهور ابزارهای دیجیتال، شیوههای مدیریتی همدلانهای که او پیشبینی کرده بود، به واقعیت پیوسته است. امروزه، کارمندان دائمی با کارگران موقت و اعضای جامعه همکاری میکنند، و این مسئله به رویکرد جدیدی در مدیریت و تصمیمگیری نیاز دارد. شیوههای قدیمی که برای شرکتها طراحی شده بودند، دیگر در این دنیای پویا و تغییرپذیر نمیتوانند به طور کامل مؤثر باشند. بنابراین، ما باید روشهای جدیدی برای مدیریت سازمانهای منعطف و ارزشمحور پیدا کنیم.
